loading...

مُعَیّرالمَمالِک

ماجراها و خاطرات من

بازدید : 4
سه شنبه 11 فروردين 1404 زمان : 15:26
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

مُعَیّرالمَمالِک

از دید من شیفته در خود کمبود محبت حس می‌کند‌. ریشه این کمبود محبت در چیست را نمی‌دانم. از طرفی دائم به دنبال تنش و ایجاد اصطکاک است. گویی کسی به وی آموخته باشد که هرگاه کمی‌نارضایتی در خود دیدی به نحوی آن نارضایتی را خالی کن. این تفکر اشتباه سبب شده تا چیزی همچون خویشتن داری در خود نداشته باشد و مدام تنش زایی کرده و خود از این تنش ایجاد شده احساس رضایت کند.

تلفیق احساس نیاز به محبت و انجام حرکت اشتباه ایجاد تنش باعث شده که رفتارش با آدم‌ها شبیه به "بازی" گردد. میل خودش به ایجاد بازی نیز سبب تشدید این امر شده و در نهایت از شیفته یک انسان غیر قابل پیش‌بینی و یک انسان غیر قابل تحمل ساخته است.

از دید من عدم موفقیت شیفته در ایجاد و حفظ رابطه صحیح و سالم ریشه در این موارد دارد.

به نظرم شیفته باید سوالات زیادی از خود پرسیده و جواب آن سوالات را تحلیل نماید تا به درک درستی از خود دست یابد‌. در غیر اینصورت نمی‌تواند به آن ثبات مد نظرش رِسَد. البته اگر دنبال ثبات باشد.

ادامه خواهد داشت...

بازدید : 3
دوشنبه 10 فروردين 1404 زمان : 19:01
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

مُعَیّرالمَمالِک

عمری با پدرش سر ناسازگاری داشته و روح و روان یکدیگر را آزرده اند، ولی اینک در کهنسالیِ پدر، عصای دستش است.

یا "برادر" کوچکترش که خود "بانویی" [!!!] خسیس و چشم رو هم چشم و طماع است را به چشم خردسالی مینگرد که باید شرایط رفاهیاتش را فراهم کرده تا خم به ابروی مبارکش نیاید.

یا مادرش را... بگذریم...

شیفته دنیایی در ذهنش دارد که مخصوص به خود است. دنیایی که یا صفر است یا یک. جز این دو حالت؛ حالت دیگری را متصور نیست. این مطلب سبب شده که اعداد بین صفر و یک را نبیند و همین موضوع باعث ضعفش در برنامه ریزی‌هایش در بدست آوردن اهدافش گشته‌ است، چراکه میانه راه را [اعداد بین صفر و یک را] نمی‌بیند و در محاسباتش نمیگنجاند!

گاهی بی دلیل و بطور غیر منتظره ای استعفایش را می‌نویسد و به من تحویل میدهد. این رفتارش برای من همچون رفتار زنی است که به ناگاه درخواست طلاق می‌دهد. رُک در چشمانم می‌نگرد و می‌گوید: از تو بدم می‌آید و می‌خواهم برای همیشه از این دارالتجاره رَوَم‌. واقعا گاهی هم می‌رود. ۳ روز یا یک هفته یا بعضا یک ماه‌؛ و بعد از این مدت برمی‌گردد و می‌گوید دلم برایت تنگ شده و می‌خواهم اشتباهاتم را دیگر تکرار نکنم و تا زمان بازنشستگی‌ام در این دارالتجاره بمانم! ولی روز از نو و روزی از نو و بعد از مدتی استعفایی دیگر!

چرا به عنوان مالک این کمپانی عذرش را برای همیشه نمیخواهم؟ چون یک ویژگی مهم دارد: حلال و حرام سرش می‌شود آن هم به معنای واقعی.

ادامه دارد‌‌...

بازدید : 7
دوشنبه 10 فروردين 1404 زمان : 2:51
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

مُعَیّرالمَمالِک

در این وبلاگ هر پست جدیدی که منتشر میگردد، پست قبلی پاک خواهد شد.

نظرات شما برای من ارزشمند است چراکه هر نظر برخواسته از تجارب ارزشمند شماست و پندهای زیادی در آن نهفته است و من از آنها خواهم آموخت. ولی به یاد داشته باشید که جز من، خدا نیز میخواند. نظرات خود در خصوص هر پست را می‌توانید تنها از طریق صفحه "مُراوده با من" ارسال فرمائید.

در صفحه "مَرا افزون شناس" می‌توانید اندکی در خصوص من و روحیاتم بخوانید و بیشتر بدانید.

وبلاگ‌هایی که مرا دنبال میکنند به هیچ وجه عمومی‌نمیشوند و نمایش داده نخواهند شد.

تلفظ صحیح، مُعَیّر است ولی به مُعیــــــــــــــیر معروفم.

یک نکته مهم اینکه تمامی‌اسامی‌بکار رفته در این وبلاگ واقعی هستند و هیچ اسمی‌تغییر نیافته است.

تعداد صفحات : 0

آمار سایت
  • کل مطالب : 5
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 8
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 45
  • بازدید کننده امروز : 46
  • باردید دیروز : 76
  • بازدید کننده دیروز : 77
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 130
  • بازدید ماه : 201
  • بازدید سال : 217
  • بازدید کلی : 217
  • کدهای اختصاصی